امروز دوشنبه ، ۲۵ آذر ۱۳۹۸
نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟

 

 


نفس ها ناله های زار شد، آیا نمی آیی؟ 
جگرها شعله های نار شد، آیا نمی آیی؟ 
پناه مؤمنین! از مؤمنین حالی نمی پرسی؟ 
امام شیعه! شیعه خوار شد، آیا نمی آیی؟ 
علی از چاه های کوفه هم گردیده تنها تر 
هزاران غصّه با او یار شد، آیا نمی آیی؟ 
جهان گردیده پر از عمرو عاص و از معاویّه 
علی بی مالک و عمّار شد، آیا نمی آیی؟ 
به جرم شیعه بودن، ای بسا بی پا و دست و سر 
هزاران میثم تمّار شد، آیا نمی آیی؟ 
جهانّ کفر از بابی و از صهیون و وهّابی 
فقط با شیعه در پیکار شد، آیا نمی آیی؟ 
چه سرها که یزیدی ها بریدند از حسینی ها 
دوباره کربلا تکرار شد، آیا نمی آیی؟ 
به شیعه چارده قرن آنچه شد تا دامن محشر 
میان آن در و دیوار شد، آیا نمی آیی؟ 
فزون از برگ های نخل ها و ریگ صحراها 
ستم با حیدر کرّار شد، آیا نمی آیی؟ 
تو می دانی چرا در روز روشن بین آن کوچه  
جهان در چشم زهرا تار شد، آیا نمی آیی؟ 
پس از قتل شه آزاد مردان، عمّه ات زینب
اسیر کوچه و بازار شد، آیا نمی آیی؟ 
به دشواری غم های علی از فتنة امّت 
به شیعه زندگی دشوار شد، آیا نمی آیی؟ 
به قرآن چارده قرن است از آل ابوسفیان 
به آل فاطمه آزار شد، آیا نمی آیی؟ 
شُریحانی دگر، فتوای قتل شیعه را دادند 
قلم ها، چوبه های دار شد، آیا نمی آیی؟ 
شرار آه "میثم" از دل ابیات جانسوزش 
به پا تا گنبد دوّار شد، آیا نمی آیی؟