امروز یکشنبه ، ۲۷ مرداد ۱۳۹۸
مدح ومرثیه امام حسین

وسعت ملک خدا عرصۀ جولان توستجان بر کف و اشاره جانانم آرزوست اگر از خنجر خونریز لبِ تشنه ببرند سرم را(بحرطویل)به جای جای دلم جای پای تو است حسین ما بهر ولای تو خریدیم بلا را حیات خون بود در لاله های باغ ایثارت زخم گلوی حسین چشمه خون خداست شور عاشورت زمان را تا ابد در بر گرفت بعد از عطشت خون جگر شرب مدام است از داغ تو که بر جگر اهل عالم است چشم ما تا که به زخم بدنت گریان است شفای جان و جانانم حسین است دوای درد عالم یا حسین است شرار سینة دل ها حسین است هزار بار اگر از تنم بر آری پوست جان بر کف و اشاره جانانم آرزوست کوفه میدان نبرد و سر نی سنگر توست آفرینش ز ازل سر به گریبان تو بود عاشق درد همان درد بود درمانش نوای نینوا را دوست دارم سر تا به پا شده سپر هر بلا حسین  هزار مرتبه گر سر بُرند از بدنم رنج تو را به گنج فراوان نمی دهم ما از اوّل برتری بر خلق عالم داشتیم خاک تو از اشک ما گل گشت، آن گل ما شدیم به سینه، جلوة حُسن نگار دارم من خون خدا می چکد، از گل روی حسین ای همه بود و هست من، بسته به تار موی تو تمام عمر نهم سر به خاک این درگاه خوشا شبی که تو ماه منوّرش باشی عبد توام اگر ز کرم باورم کنی دوست دارم تا تو در خود محو و حیرانم کنی سر، به فلک کشیده سر تا شده خاک پای تو امیری حُسَینٌ وَ نعِمَ الامیر عمری است که سربار توام یوسف زهرا دلم شراره ی شمعی شده در انجمنت دل تشنه ی داغ لب عطشان حسین است الا که داده به خون عارض تو زیبایی شور تو با گذشت زمان کم نمی‌شود خون پاک تو اشک دیده ماست زندگی کائنات، بسته به موی حسین دل بشکستۀ من، کرب و بلای تو بُوَد ای حسین ای از ازل پابست ما هشتم ذیحجه بدرقۀ راه شهدای کربلا فراقت تشنه ی او بود و تشنه جان می داد شعله بر آرم ز جگر گریه کنم زار زنمبا صد امید بر در این خانه آمدممن همان روز ولادت که ز ماد زادمای یافته اسلام به خون تو ولادتهمه هستی به ثنای تو زبان است، حسینجان به عشق تو مبتلاست حسیندیدم از اهل قلم گلگون خطی خوانا به خونشادی هر دو جهان بی تو مرا جز غم نیستاگر که عضو عضو من ز هم شود جدا حسینتو همان خون خدایی، باَبی اَنتَ و اُمّیای هدیه برای دوست آورده سر خود راقبلۀ عاشقان بود تربت باصفای توای همه خلق جهان شاهد یکتائی توای شهید سر جدا، یا لیتنا کنا معکحدیث عشق تو دیوانه کرده عالم رادوباره مرغ روحم هوای کربلا کردسّر خدا روح قرآن فرزند پیغمبرم منتو کیستی که دل عالمی بود وطنتکلیم اگر دعا کند بی تو دعا نمی شودکاش جانم بود قابل تا فدایت می شدمای منی ای سرزمین اهل دلعرش حق یا کعبۀ اهل ولایی کربلا ای پناه همه سلام سلام عزیز فاطمه جان جهان به قربانتطلوع صبح ستادم به محضر داداربا خدا جا در دل اهل ولا دارد حسیندلم مرغ لب بام تو استسرم خاک کف پای حسین استکعبه یک زمزم اگر در همه عالم داردای به مقتل، خدا ثنا خوانتخوشا آن کس که امشب در کنار کعبه جا دارددر دل آب ز پا تا به سرم می سوزدتو که هستی که چراغ دل هر انجمنیبه درد و غم و ابتلا می رومدوش چشمی بر زمان انداختمکربلا هم عشق و هم شور من استفرود آئید یاران وعده گاه داور است اینجااینجا روان اشک خلایق از دوعین استساقی تشنه لب کرب و بلا واعطشاآفرینش را نمی دانم چه شوری در سراستالا ای قوم من جان محمّد (ص) روح قرآنمدوستان اینجا گل و گلخانه را آتش زدندبر سرم افتاده هفتاد و دو شورچهره از خون خدا کردی خضاب ای ذوالجناحخیمه ها سوخته اطفال همه در بدرنددلم از آتش غم در تب و تاب است امشبجبین خویش سپر کرد سنگ عدوچون به حرّان یافت آل الله ورود-داستان-یحیی-شهیدقسم به صدق و به اخلاص زائر کویتما خانه به دوشان بیابان بلاییمشکر خدا که آمدم باز به کربلای توتا ابد کوثر توحید زپیمانه ی اوستبر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلاچو نی با هزاران نوا می روی(حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه)ای ساربان آهسته ران کز دیده دریا می رود(حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه)شب است و حسین است و شهر حجاز(حرکت امام حسین علیه السلام از مکه)طبیب و درد و درمانم حسین است بر فراز تخت، فرزندش نشستآتش عشق تو در سینه ی سوزان من استدل و دلدار، حسین است حسین است حسینکیست این کشته که جان همه قربان تنشباغبان کس نشنیده است که از بی آبیکشتی ما دین و کشتی بان ما ایمان ماستگفت با کرب و بلا کعبه من از تو برترم(مناظره کعبه و کربلا)تمام حنجره ها نینوای توست حسینای که بر نوک سنان ذکر خدا بر لب توستکاش بر قربانی ات جان ها به پیکر داشتمروز ازل نوشته ام به اشک هر دو دیده امبگو تا همچو صد پاره گردد پیکرم یاربشرارم بر فلک اشگم روانهای دل داغدار من صحنه ی کربلای توما مصحف صد پاره ی منظومه ی عشقیماز کعبـه آمـدید طــواف خــدا کنیدروح مسیـح در نـفس جان‌فزای توستدر سوگ حسین داشتم سوز و خروش (ربایی)دل ما پیش تو و لطف تو با ما همراهمن لاله خونین گلستان حسینمسر از تن جدا دیشب چرا از ما جدا بودیسینه سوختگان در تب و تاب است اینجاصوت قران تو مرا کشتهدوید شمر سوی قتلگاه بعد چه شد؟افتاب است و زمین اتش سوزنده شدهروح مسیح در نفس جان فزای توستزمان نامتناهی همان محرم توستاز کعبه امدید طواف خدا کنید